text size

آز لابلای صفحات
مصاحبه اختصاصی با آزاده معاونی نویسنده کتاب ماه عسل در تهران


 

در طول دهه گذشته بازار کتاب درباره ایران چه در مورد دیدگاه های سیاسی و چه خاطرات و ملاحظات، در آمریکا رونق گرفته است. به گونه ای که در واقع می توان گفت که شاید چنین رونقی بیش از حد لازم باشد. اما گهگاهی کتابی در دسترس مردم قرار می گیرد، که نگارنده از طریق آن نوری تازه بر زندگی روزمره جامعه و پستی بلندی های فرهنگ ایرانی در داخل کشور می افکند.

اثر جدید خانم آزاده معاونی تحت عنوان "ماه عسل در تهران"، چنین کتابی است. معاونی خبرنگار هفته نامه "تایمز" که از ایران گزارش تهیه می کرد، کتابی دیگر تحت عنوان "جهاد رژ لب" را نیز منتشر کرد. این کتاب درباره دوران ریاست جمهوری خاتمی و زندگی جوانان ایران در آن دوره بود، و خانم شیرین عبادی در نگارش کتاب او همکاری داشت.

خانم معاونی که برای پوشش نهمین انتخابات ریاست جمهوری به ایران رفت و آمد داشت، با مردی ایرانی ملاقات کرد و تصمیم به ازدواج و زندگی در این کشور گرفت.

یکی از شخصیت هایی که راه خود را از کتاب جهاد رژ لب به کتاب جدید پیدا می کند، مأموری از بخش اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی ایران می باشد که به نام "ایکس" معرفی شده است.
خانم معاونی در قبال آزادی عمل خود و حمایت حفاظتی-امنیتی از سوی مقام مورد اشاره، مجبور به ملاقات های مکرر با او بود و در رابطه با خبرهایی که تهیه می کرد، به وی گزارش می داد.

این رابطه پرلایه که گاه مضحک و زمانی ترسناک جلوه می کند، در اختتام کتاب ماه عسل در تهران با ادعای آقای ایکس که دیگر از خانم معاونی دست شسته و پرونده او را به وزارت دادگستری فرستاده، به پایان می رسد. اقدامی که باعث مهاجرت نویسنده و خانواده او می شود.

اخیراً با آزاده معاونی درباره کتاب جدیدش گفت وگویی تلفنی انجام دادیم، که در زیر می خوانید.

بابک یکتافر: درون مایه رمان گونه کتاب ماه عسل درتهران برای من جذاب بود. آیا داستان عشق شما و ازدواجتان موتور محرکه داستان بوده است و وضعیت ایران در دوره رییس جمهور احمدی نژاد پس زمینه آن، یا اینکه برعکس؟ از چه زمانی شروع به یادداشت برداری کردید؟

آزاده معاونی: من خیلی زود شروع کردم.

آزاده معاونی نویسنده کتاب های ماه عسل در تهران، و جهاد رژ لب
ترتیب وقایع کتاب کاملا با رویدادهای بیرونی منطبق است. من انتخاب احمدی نژاد را گزارش کردم، و در یک سفر رفت و برگشت با همسرم آشنا شدم.
طبیعتا دورنمای ایران به صورت قابل توجهی در عرض یک شب تغییر کرد. همانگونه که زندگی شخصی من هم عوض شد. همه این وقایع البته تصادفی وهمزمان بود. طبیعتا وقتی با ویراستارم درباره شکل دادن به رویدادهای کتاب صحبت می کردیم، به نظر می رسید که اتفاقات و رویدادهای ایران با آنچه من تجربه می کردم، به صورت موازی پیش می رود. چراکه همه چیز به صورت سازمان یافته و انداموار به هم مربوط می شد، و بازتاب وقایعی بود که در آن تابستان رخ داد.

یکتافر: الان که به گذشته نظر می افکنید فکر می کنید مشاهدات و تجربیاتتان -البته به جز عاشق شدن وازدواجتان-، تجربه فراگیری در ایران بود و شامل همه مردم می شد؟

معاونی: فکر می کنم تجربه من بازتاب تجربیات طبقه متوسط شهرنشین ایرانی در آن مقطع بود. من درباره مردمی صحبت می کنم که در شهرها زندگی می کنند، تحصیلکرده اند و احساس تعلق به طبقه متوسط ایران را دارند. نگاه آنها به دنیای سیاست، تقریبا غیرمذهبی می باشد. فکر می کنم تجربیات من بازتاب تجربیات این طبقه است.

با این حال به نظر من سرخوردگی ناشی از انتخاب احمدی نژاد و پیامدهای آن، به این طیف محدود نمی شد. زیرا بسیاری از ایرانیان مذهبی را نیز نسبت به اتفاقاتی که در سیاست [ایران] می افتاد، ناخرسند کرده بود. به هرتقدیر فکر می کنم که تجربه فرهنگی ای که من داشتم، شرایط و موقعیتی که در آن بودم، و مفری که بدان پناه بردم، بیانگر تجربه طبقه متوسط شهرنشین [ایرانی] است.



صفحه  [1] 2 3 4